تبليغاتX
باور کن قشنگه
باور کن قشنگه

بارها گفته ام ای یار که چون سال شود نو ... عید را کرده بهانه رخ زیبات ببوسم
 
 
سارا و خواهر سارا

آری آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست
گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست
ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست.....

 
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

پیوند ها

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

خسته

رمضان

خواهرم

نوروز

گناه

آبان

یاسر قنبرلو

هاتف اصفهانی

 
 

آبان

درختها همه عریان شدند، آبان شد

و باد آمد و باران گرفت و طوفان شد

نیامدی و نچیدی انار سرخی را

که ماند بر سر این شاخه تا زمستان شد

نیامدی و ترک خورد سینه ی من و آه

چقدر یک شبه یاقوت سرخ ارزان شد

چقدر باغ پر از جعبه های میوه شد و

چقدر جعبه ی پر راهی خیابان شد

چقدر چشم به راهت نشستم و تو چقدر

گذشتن از من و رفتن برایت آسان شد

چطور قصه ام آنقدر تلخ پایان یافت؟

چطور آنچه نمیخواستم شود آن شد؟

انار سرخ سر شاخه خشک شد، افتاد

و گوش باغ پر از خنده ی کلاغان شد

پانته آ صفایی

چهارشنبه یکم آبان 1387 |